الا بذکرالله تطمئن القلوب ( با یاد خدا دلها آرام گیرد )

آیا از امن ترین جایی که خدا برایمان مهیا کرده باخبرید ؟ درِ این مکان به روی همه باز می شود. کلید این مأمن گاه بر زبان آوردن ذکور است و مکانش قلب و دلهایمان . چه راحت و چه آسوده می توان به این آرامشی که از آن یاد شده دست یافت!

چه بی مقدمه و بی منت می توان چشمها را بست و از الطاف الهی چشید! راه دوری نمی رود این بذکرالله ،چراکه  با یاد پروردگار بی همتا به قلب خویش رجوع می کنیم و او را هرچه زیبا تر احساس می کنیم و چه به جا فرموده : و نحن اقرب الیه من حبل لورید که از رگ گردن انسان به انسان نزدیکتر است. آری ، خدا با آن بزرگی و عظمتش در کنار ماست و نه تنها در کنار ما ، که در قلب و جان ماست ، اگر او را به چشم دل ببینیم . به چشم دل دیدن خدا کار دشواری نیست ، در هر سویی که بنگری خدا آنجاست ، حی و حاضر ، ناظر و عالم ؛ به چشمهایت بنگر که چگونه زیبا می بیند این آفریده های خدا را ، به زبانت بنگر که چه زیبا نام او را بر لب می آورد ، به پاهایت بنگر که چه مهربان برای رضای او قدم بر می دارد ، کمی آنسو تر به عشق یک مادر به فرزندش نگاه کن که جانش را فدای او می کند ، بیا همین کنار بایست و به دستهای پینه زده ی یک پدر بنگر که برای خانواده اش چگونه با عشق زحمت می کشد ، این همه احساس را می بینی ؟ از همان سرچشمه ای است که ما می گوییم رحمان و رحیم و ارحم الراحمین . اینها را با چشم دل می توان دید نه با چشم صورت .  

چه یگانه پروردگار و بهترین دوست و گرانبهاترین مونس است برای دلهای زخم خورده ی ما ، زخمهایی از برای ناآگاهی و از برای جهل و از برای انحراف ؛ چه بخشنده دوستی ست این خدا که مثل و مانند ندارد ( لیس کمثله شیء) ؛ چقدر توبه پذیر است این دوست ؟ صدها بار طلب بخشش می کنیم( الهی العفو) و دوباره در چنگال گناه می افتیم و او باز هم ما را در آغوش رحمت و بخشش می گیرد. قربان این همه لطف و بخشش ات ای خداوند یکتا . دلم برای این مأمن گاه تنگ شده ، خدایا مرا دریاب (اللهم ادرکنی ) تا از این مردابی که برای خود ساخته ام رهایی یابم ، آنقدر دست و پا زده ام در این جا که تنها تویی که می توانی مرا نجات  بخش باشی. با چشمانی پر از اشک و با دستهایی خسته به درگاهت آمده ام و فریادت می زنم ای فریاد رسم( الهی الغوث )، می دانم که دستان ملتمسم را بی جواب باز نمی گردانی ای خدا (یا الله )